تبليغاتX
بوی سیب
حوادث عاشورا
 

در حادثه ی کربلا سخنی که در میان است که:جنیان که می توانستند به امام کمک کنند،چرا کمک نکردند؟

افواجی از مسلمانان حضور او آمدند و عرض کردند: «ای سید ما، ما شیعیان و یاران توایم هر چه بفرمایی انجام دهیم و اگر بفرمایی خود در اینجا باش و ما همه دشمنانت را بکشیم.»

حسین (ع) برای آنها جزای خیر خواست و فرمود: مگر در قرانی که به جدّم نازل شده نخوانده اید که : «هر جا باشید مرگتان می رسد اگرچه در دژ های محکم باشید»و می فرماید:«هر آیینه آنان که سر نوشت سرنوشت قتل دارند به قتلگاه خود بیرون روند.»اگر من در اینجا بمانم این مردم بخت برگشته چگونه امتحان و آزمایش شوند؟و چه کس در قبرم که در کربلاست بخوابد؟خدای تعالی روزی که زمین را کشیده آنرا برایم برگزیده و پناهگاه شیعیانم نموده و امان دنیا وآخرت آنان گردانیده. ولی شما روز شنبه حاضر شوید و عاشورای آخر آن هفته من کشته شوم و کسی از اهل و منسوبین و برادران و خاندانم پس از من نماند و سرم نزد یزید بگردانند.

جنیان گفتند:«ای دوست خدا و زاده دوست خدا اگر طاعت شما بر ما فرض نبود و کشتن بر ما حرام نبود، همه ی دشمنانت را پیش از آنکه دست به تو یابند می کشتیم.»

به آنها فرمود:«به خدا ما به کشتن آنان توانا تر از شماییم ولی باید هر کسی با بیّنه هلاک شود و با بیّنه هدایت شود.»

<گرفته شده از کتاب محمد بن ابی طالب>
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 22:34  توسط امیر حسین  | 

                                                                                                 

بسم الله الرحمن الرحیم

 «به حسین بن علی(ع)

از سلیمان بن صردو مصیّب بن نجبه و رفاعه بن شدّاد و حبیب بن مظاهرو شیعیانش ازمومنین و مسلمین اهل کوفه.

سلام علیک،ما خدا را که جز او معبودی نیست برای تو حمد می کنیم. امّا بعد:حمد خدا را که دشمن جبّار معاندت را در هم شکست آنکه بر این امت جهید کار آن ها را از دستشان ربود غنیمت آنها را به زور برد.بی رضایت آنها بر آنها فرمانروایی کرد و نیکان آنها را کشت و بدان به جا گذاشت و مال خدا را میان جباران و ثروتمندان قسمت کرد، دور باد چنان چه ثمود نابود شدند، به راستی ما را رهبری نیست، شاید خدا به وسیله شما ما را به حق متفق کند، نعمان بن بشیر در سرای حکومت تنهاست، ما در جمعه او حاضر نشویم و عید نزد وی نرویم و اگر به ما خبر رسد که نزد ما میایی او را بیرون می کنیم تا به شامش برسانیم.ان شاءالله.والسلام و رحمه الله علیک»

 

بسم الله الرحمن الرحیم

«برای حسین بن علی (ع)

از شیعیان مومن و مسلمان او،

اما بعد بشتاب و بشتاب که مردم انتظارت را دارند و به دیگری نظر ندارند.      العجل العجل والسلام علیک»

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 22:29  توسط امیر حسین  | 

بررسی عوامل اصلی واقعه ی عاشورا:

مهم ترین عوامل واقعه ی عاشورا ،سه عامل است(البته با توضیحاتی همراه است که عامل اصلی را مشخص می کند)و آنها را به ترتیب برایتان ذکر می کنم: 

عامل اول که هیچ شکی درآن نمی شود کرد،مسئله بیعت است،یزید در نامه ی خصوصی خود (به حاکم مدینه)می نویسد:خذ الحسین بالبیعته اخذا شدیدا،حسین را برای بیعت گرفتن محکم بگیر وتا بیعت نکرده رها نکن.اما امام حسین (ع) هم شدیدا در مقابل این تقاضا ایستاده بود و به هیچ وجه حاضر به بیعت با یزید نبود و در مقابل آن فرمودند:و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید.همچنین از سخنان امام که در روز عاشورا فرمودند کاملا پیداست که بر حرف روز اول خود همچنان باقی بوده ان:لا،والله لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل ولا اقر اقرار العبید:نه به خدا قسم هرگز دستم را به دست شما نخواهم داد و هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد.البته از فرموده ی خود امام است که فرمودند: اگر از من بیعت هم نمی خواستند باز قیام می کردم.(در قسمت عامل سوم)پس بیعت خواستن یزیدیان پس از مرگ معاویه عامل اصلی قیام امام حسین (ع) نبود.

عامل دوم مسئله دعوت بود:شاید در بعضی از کتاب ها بخوانید یا خوانده باشید که مردم کوفه امام حسین (ع) را به کوفه دعوت کردند امام همه آنجا رفت اما در بین راه مردم کوفه سر باز زدند بعد هم امام حسین کشته شد.در صورتی که امام حسین(ع) در آخرماه رجب برای امتناع از بیعت با یزید از مدینه خارج می شود و چون مکه حرم امن الهی است و در آنجا امنیت بیشتری وجود دارد و دستگاه حکومتی هم مجبور است به مکه احترام بیشتری قائل شود،نه تنها برای اینکه آنجا مامن بهتری است بلکه برای اینکه محل اجتماع بهتری است.بعد از حدود دو ماه نامه های مردم کوفه میرسد. کوفه ایالت بزرگ و مرکز ارتش اسلامی بود و نقش بسیار موثری در سرنوشت کشور های اسلامی داشت پس دعوت مردم کوفه دریک امرفرعی دخالت داشت دراینکه این نهضت و قیام درعراق صورت گیرد و الا عامل اصلی نبود.  حد اکثر تاثیر این عامل یعنی دعوت مردم کوفه این بود که امام را از مکه بیرون بکشاند وایشان به طرف کوفه بیایند.در نتیجه دعوت مردم کوفه علت اصلی نهضت امام نیست،نهضت امام علت دعوت مردم کوفه است.

عامل سوم مسئله امر به معروف است.امام وصیتنامه ای به برادرشان محمد حنفیه که در آن موقع دستش فلج بود و قدرت جهاد نداشت نوشت:      «هذا ما اوصی... »که در آن حسین به یگانگی خدا و رسولش شهادت می دهدو...(چون امام می دانست بعد عدهای خواهند گفت حسین از دین جدش خارج شده)تا آنجا که راز قیام خود را بیان می کند:«انی ما خرجتُ اشرا ولا بَطِرا ولا مُفسِدا و لا ظالِما.... اُریدُ اَن آمُرَبالمَعروف وَ اَنهی عَنِ المُنکَرو....». امام به برادرشان فرمودند اگر اینان از من بیعت هم نخواهند ساکت نخواهم نشست،مردم دنیا بدانند:ما خَرَجتُ اَشِرا و لا بَطِرا،حسین بن علی طالب جاه،مقام،ثروت نبود و انسان مفسد و ظالمی هم نبود بلکه یک انسان مصلح بود.این روح از روز اول تا لحظه آخر در وجود مقدّس حسین بن علی (ع) متجلی بود.و این (امر به معروف)بود عامل اصلی قیام سید الشهدا (ع).

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 15:5  توسط امیر حسین  | 

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین(ع)   اللهم الرزقنی شفاعه الحسین(ع) یوم الورود
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 17:12  توسط امیر حسین  |